/ 131 نظر / 85 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمی

اقا طاها خیلی قشنگ بود من مطلبتو جایی گذاشتم اما اسمت رو هم ذکر کردم!!!

ستاره سوخته

متن زیبایی ظاهری رو ذاره اما یه کم تو حسش لغو شده . خیلی خشک نوشته شده ولی به هرحال احساسش نابه.

زهرا

[نیشخند]من این دل نوشته رو خیلی دوست دارم بهتون تبریک می گم خیلی زیبا می نویسین

زهرا

خیلی زیبا بود دقیقا بر عکس شعر نیا باران این آدمو امید وار میکرد خدانگهدارتون

تینا

وااااااااااااااااااااااااااای......عالی بود[قلب][قلب][گل]

تینا

[دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته]

صفیه

SALAM

lمهسا

مرسی طاها جان از وبلاگ نازت......

Raham

نیا باران زمین جای قشنگی نیست... من از اهل زمینم خوب میدانم که اینجا جمعه بازاری است...!!! و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه می دادند در اینجا قدر نشناسند... مردم"شعر حافظ"را به "فال کولیان"اندازه می گیرند زمان سرد است و بی احساس... چرا بیهوده می آیی؟؟؟ نیــــــــــا بــــــــــاران... زمیــــــــــن جــــــــــای قشنگــــــــــی نیســــــــــت...!!!

Raham

باز باران بی ترانه... باز باران با تمام بی کسی‌های شبانه... می‌خورد بر مرد تنها... می‌چکد بر فرش خانه... باز می‌آید...صدای چک چک غم... باز ماتم... من به پشت شیشه تنهایی افتاده... نمی‌دانم...نمی‌فهمم... کجای قطره‌های بی کسی زیباست؟ نمی‌فهمم... چرا مردم نمی‌فهمند که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می‌لرزد کجای ذلتش زیباست؟؟ نمی‌فهمم... کجای اشک یک بابا که سقفی از گل و آهن به زور چکمه باران به روی همسر و پروانه‌های مُرده‌اش آرام باریده کجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟ نمی‌دانم... نمی‌دانم چرا مردم نمی‌دانند که باران،عشقِ تنها نیست... صدای مُمتدش در امتداد رنج این دل‌هاست کجای مرگ ما زیباست؟ نمی‌فهمم... یاد آرم روز باران را یاد آرم مادرم در کنج باران مُرد کودکی ده ساله بودم می‌دویدم زیر باران، از برای نان مادرم افتاد... مادرم در کوچه‌های پست شهر...آرام جان می‌داد فقط من بودم و باران و گل‌های خیابان بود نمی‌دانم... کجای این لجن زیباست؟ بشنو از من، کودک من پیش چشم مرد فردا که باران هست زیبا، از برای مردم زیبای بالادست و آن باران که عشق دارد، فقط جا