دلم را شکستند ....

 

خداوندا غرورم را شکستند
پل سبزعبورم را شکستند

چه بی رحمانه درپاییز غربت
دل سنگ صبورم را شکستند

/ 1 نظر / 38 بازدید
absalan

بازم سلام داداشی نمیدونم چرا دلم می خواد احساسمورو با این شعر بهت بگم شاید بی ربط باشه ولی با حال من که سازگاره مخصوصا با خوندن این مطلب مادر از بهر غم و رنج جهان زاد مرا درس غم داد در این مدرسه استاد مرا آنچه می‌خواست دلم چرخ جفا پیشه نداد آنچه بیزار از آن بود دلم داد مرا دل من پیر شد از بس که جفا دید و جفا ندهد سود دگر قامت شمشاد مرا غم مگر بیشتر از اهل جهان بود که چرخ دید و سنجید و پسندید و فرستاد مرا در دلم ریخته بس برسر هم ،غم سر غم دل مخوانید خدا داده غم آباد مرا یک دل و این همه آشوب و غم و درد عماد کاشکی مادر ایام نمی‌زاد مرا