خدا حافظ عشق من

وقتی با لبخند دوباره سلام کرد٬فهمیدم کار از کار گذشته!
هوا صاف بود یا ابری را نمی دانم٬
ولی می دانم در دلم طوفانی بود...
طوفانی از جنس عبور...از جنس غرور!!!
طوفانی از جنس پشت پازدن به همه چیز...
طوفانی که حتی نگذاشت صدای فریاد زدنش را بشنوم...!
آخرین بار بود...آخرین نگاهم بود...!
سر قرار همیشگی...ته کوچه ی بن بست...
نگاه منتظر...
یه شاخه گل رز...
.....
تموم شد!
باران گرفت....چه بارانی!
همه ی محبت و صمیمیت نگاهم را شست و برد!
دستی تکان دادم ٬
به رسم خداحافظی!
آخرین قرار چشمهایمان با باران خاتمه یافت!
خداحافظ عشق من...!!!!!!

/ 2 نظر / 37 بازدید
dokhtar shirazi

man ino kheyli dos dashtam mersi [گل]

مرجان

سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم که هر شب هرم دستاتو به آغوشم بدهکارم