یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم



یک عاشق ایرانی

سلام من بعد چند روز از سفر برگشتم هورا
به قول دوستام شدم مارکوپولو چشمک
تو این مدت خیلی با خودم فکر میکردم متفکر
به اینکه همیشه برا دوستام از ته قلبم دعا کردم فرشته
چون معتقد بودم دعای برادر مومن برای برادر مومنش مستجاب میشه
(البته من کجا و مومن بودن کجا) خیال باطل
یاد اون دوستی که بهم خیانت کرد افتادم قهر
الآن ازدواج کرده خیلی هم شاده تعجب
هرچند که مانع شد من ازدواج کنم و با اینکارش بهم خیانت کرد و البته خواست خدا بود و اون یک بهانه بود از خود راضی
و خدا رو شکر که خدا این مانع رو فرستاد فرشته
اما از ته قلبم براش دعا کردم زود تر ازدواج کنه فرشته
میدونین همیشه بهش حسادتم میشد منتظر
چرا؟ سوال
چون یه دوستی مثل من داشت که برادرانه براش هر کاری می کرد بدون چشم داشت قلب
حتی براش رفتم جایی خواستگاری خجالت
درسته اون خوب جواب محبت هامو نداد و قبل این ماجرا بارها قلب منو شکسته بود اما دوستم بود دل شکسته
الآنم خوشحالم که ازدواج کرده لبخند
بیاین همیشه برا دوستامون دعا کنیم برا خوشبختیشون بغل
شاید یکبار یکی از ته قلب برا ماهم دعا کرد فرشته


               رشته ای برگردنم افکنده دوست

                             می کشد آنجا که خاطر خواه اوست

 

¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟