یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم



 

سلام به دوستای گلم

تا بحال این شعر < یک شبی مجنون نمازش را شکست > رو خوندین؟

اگه نخوندین برین به ادامه مطلب بخونین تا یه نکته اخلاقی بهتون بگم



 

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او

پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سرمیزنی

در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم

 

.......................................................................................

 

گاهی وقت ها خدا مارو عاشق می کنه و مارو به اوج عشق و جنون می رسونه و یدفه حالا به هر شکل خیانت یا هرچیز دیگه ای عشق مارو ازمون می گیره


بخاطر اینکه می بینه اون کسی که ما عاشقش شدیم لیاقت این عشق پاک رو نداره


پس برش میداره


هر عاشقی بعد از شکست عشقی بر میگرده میگه خدایا...


اینطور نیست؟ نظر شما چیه ؟؟؟



¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟