یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم



یک عاشق ایرانی

 

عشق تنها یک قصه است

در سطر اول آن، تو از راه می‌رسی و خاک بوی باران می‌گیرد

در سطر دوم، آفتاب می‌شود و تو از درخت سبز سیب سرخ می‌چینی

در سطر سوم، زمین می‌چرخد و مهتاب با رگبار هزار ستاره می‌بارد

در سطر چهارم، تو دست‌‌هایت را به سوی مغرب دراز می‌کنی

در سطر پنجم، همه چیز از یاد می‌رود و من به نقطه‌ی پایان قصه خیره ‌می‌مانم

و عشق آغاز می شود...


¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟