یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم





همیشه هر جا که بودم از تو آروم میگرفتم
اگه هم صدام سکوت بود با سکوت از تو میگفتم
همیشه هر جا که رفتم آخر جاده تو بودی
اونکه با دل خستگی هاش دل به من داده تو بودی
تو که بودی بهترین بود بودنت بهشت ترین بود
تو نبودی می بریدم به جهنم میرسیدم
حالا هرجایی که هستی پیش هر کی که نشستی
خوب بدون که توی قلبم ضربان بودن هستی
همیشه هر جا که هستم اگه بی جون اگه خستم پر غرور یا که شکستم
تن به بیگانه نمی دم با تموم نا امیدی  دل به دستای تو بستم
می نویسم تا بدونی واسه تو ای آسمونی
پشت ابرا هم که باشی واسه من رنگین کمونی
از همیشه تا نهایت به تو مدیونم و دستات
نفسم رو از تو دارم تو و گرمای نفسهات
تو که باشی میشه پر زد میشه به کودکی سر زد
میشه حتی توی رویا خونه ی خدا رو در زد
میشه بود و بهترین بود با تو آواره ترین بود
تو زمین باشی بهشتم آرزوشه کاش زمین بود
تو که باشی میشه بودش پای عشق و تارو پودش
میشه قصه رو شروع کرد یکی بود یکی نبودش
قصه ی خوش رنگ چشمات تا همیشه موندگاره
شب میاد به عکس ماهت چشماتم ماهو میاره


¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟