یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم



تقصیر تو نبود

این شناسه ها بودند که مرا تنها کردند!

آن روزها فقط من بودم و تو

تنها من و تو که نهایت می شدیم ما!

اما...

آنقدر دنیا حقیر شد که نسبت ها بیشتر شد

حرف از دیگری و دیگران به میان آمد

و این زبان نویسان بودند که اینبار نارو زدند!!!

شناسه ها زیاد شدند

ضمیرهایی آمدند از جنس غایب

من .............. ما

تو ............... شما

او ................ ایشان

...

آغاز فتنه زمانی بود که او آمد

و تو ماند بین من و او

من........ تو ...........او

...

و این فاصله زیادتر شد :

من....... تو............. او

...

و تو رفتی با او!

تقصیر این زبان نویسان بود و بس.


اوآمد

ما تجزیه شدیم

تو رفتی

من ماندم...

من ماندم و شعرهایی که هرگز برای تو سروده نشد...

¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟