یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم



کجاست چشمان منتظری که بودنم را به تصویر کشد و من بدانم کسی هست که انتظارم را کشد
کجاست لبخند پر مهرت تا بی دریغ زندگی را بر من عرضه دارد و من این همیشه جستجو گر بودن را لاجرعه بنوشمش
کجاست دستان پر از عشقت تا دستان خسته ام را بفشارد؟
کجاست گامهای استوارت که همگام با من کوچه های عشق را سیر کند؟
کجاست نفس روح بخشت که امید زیستن را به من هدیه کند؟
مرا دریاب حدیث زندگانی من

¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟