یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم



بخون امشب تا منم بتونم گریه کنم
تا بتونم با تو بخونم گریه کنم

می خوام آتیش بگیرم داره سوز نی میاد
دلم از غصه پره اون که رفته ، کی میاد

نمی دونم که چی شد چرا ازمن رنجید
جای این بی مهری کاش من و می فهمید

مردم از زخم هایی که خوردم از تنهایی
کمکم کن ای دوست مردم از تنهایی

واسه خاطر خدا اون و برگردون و
شاد کن خاطره این دل سرگردون و

نه دیگه به روم نیار که چی اومد به سرم
نگو خاطرخواهی چه گلی زد به سرم

یا به لیلا برسون این دله مجنون و
یا مداوا کن این درده بی درمون و

من اسیرم تو فقط لحظه مردن من
می تونی وا کنی یوغ از گردن من

¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟