یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم



به حرمت شکوه عشقی که به تو داشتم..
هرگز به تو شک نکردم...
اما مگر قلب هم دروغ می گوید؟
وقتی با چشمانم تو را با دیگری دیدم..
جای گریه کردن میخندیدم...
نگذاشتم صدای شکستن دلم را بشنوی..
اما دیگر طاقت ایستادگی ندارم...
سخته که بخواهی گریه کنی و اشکت در نیاد...
دلت از درد بسوزه ولی نتونی گریه کنی...
خیلی سخته که ببینی و بفهمی....
که فرقی نداره اگه ندونی و نبینی..

¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟