یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم



من از دنیای تو دست خواهم کشید
به شرطی که یاد تو نیز همواره خاطراتم را ترک نماید.
در لحظه های بیتابی دیگر یادی از تو نخواهم کرد
اگر احساسی که در وجود من است را از این تن بی جان باز پس داری
تو را به دست تقدیر خواهم سپرد و از طوفان سهمگین خاطرات در امان خواهم ماند .
بی آنکه در جستجوی دلیلی باشم
مگر زمانی که دوباره مرا از نو بنا کنی
اکنون که رفته ای و در گذر لحظه های تنهایی شده ای کماکان در انتظار بوییدن عطر نفسهایت هستم
چشم به راه
در حالی که از شدت گریه چشمانم رو به تاریکی رفته است

¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟