یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم



در کلاس ادبیات معلم گفت فعل رفتن را صرف کن
رفتم...
رفتی...
رفت...
ساکت میشوم میخندم ولی خنده ام تلخ میشود
استاد داد میزند خب بعد ادامه بده
ومن میگویم رفت...رفت...رفت
رفت ودلم راشکست

¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟