یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم



شاید یه روزی برسه بگی نرو کارت دارم
بگی بمون آخه فقط تو دنیا من تو رو دارم
شاید یه روزی برسه منتظرم باشی زیاد
ذوق بکنی وقتی میاد گلهای خنده رو لبام
شاید یه روزی برسه بگی فقط تو رو دارم
بگی تو دنیای منی بگی خیلی دوستت دارم
شاید یه روزی برسه دست بذاری روی شونه هام
یا اینکه تو شونه کنی خرمن گیسوی سیام
شاید یه روزی برسه تو دیگه تنهام نذاری
داغ سیاه غربتو دیگه تو شبهام نذاری
شاید یه روزی برسه لب بذاری روی لبام
یواشی تو گریه کنی میون داغ خنده هام
شاید یه روزی برسه بهم بگی دوسم داری
وقتی که من ناراحتم خنده رو لبهام بیاری
شاید یه روزی برسه که دیگه تنها نباشم
تو کوچه باغ قصه ها من دیگه تنها نباشم
شاید یه روزی برسه از نبودنم گریه کنی
برای باز با من بودن همش خدا خدا کنی
شاید یه روزی برسه که مثل من عاشق بشی
برای یک لحظه دیدنم دوباره دیوونه بشی
شاید یه روزی برسه که مثل من داد بزنی
حرفای عاشقونتو بخوای تو فریاد بزنی
شاید یه روزی برسه که دیگه پیشت نباشم
از تو کتاب زندگی یه برگ افتاده باشم
شاید یه روزی برسه که دیگه خیلی دیر شده
زود باش بگو منتظرم , عاشقمی تا همیشه

¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟