یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم




بنده ام گر به لطف میخوانی  
حاکمی گر به قهر میرانی
کس نشاید که بر تو بگزینند
که تو صورت به کس نمیمانی
ندهیمت به هر که در عالم
ور تو ما را به هیچ نستانی
چه خبر دارد از حقیقت عشق
پای بند هوای نفسانی؟
خود پرستان نظر به شخص کنند
پاک بینان به صنع ربّانی
گفتم این درد عشق پنهان را
به تو گویم که هم تو درمانی
باز گفتم چه حاجت است به قول
که تو خود در دلی و میدانی

¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟