یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم



خداحافظ نگو وقتی … هنوز درگیر چشماتم …
خداحافظ نگو وقتی … تو هر جا باشی همراتم
تو اون گرمای خورشیدی
که میری رو به خاموشی
نمیدونی چقدر سخته
شب سرده فراموشی …
شبی که کوله بارت رو
میون گریه می بستی
یه احساسی به من میگفت
هنوزم عاشقم هستی
خداحافظ نگو وقتی … هنوز درگیر چشماتم …
خداحافظ نگو وقتی … تو هر جا باشی همراتم
چرا حالت پریشونه؟
چرا مایوس و دلسردی؟
خداحافظ نگو وقتی
هنوزم میشه برگردی !
تو یادت رفته اون روزا
یکی تنها کست میشد
خداحافظ که میگفتی
خدا دل واپست میشد …
خداحافظ نگو وقتی … هنوز درگیر چشماتم …
خداحافظ نگو وقتی … تو هر جا باشی همراتم

¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟