یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم



در چشم تو من ساده فراموش شدم
می گریم و با ابر هم آغوش شدم

گفتم که صدای خیس تو بارانیست؟
چون ابر گریست هر نفس گوش شدم

بوی نم خاک می دهد پیرهنت
از عطر تنت، وای که مدهوش شدم!

خورشید تو سرکشید بیرون از ابر
من آه کشیدم... آه! خاموش شدم

¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟