یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم



دل من
آسمون گرفته

هوا گرفته
خیابونا رو آب گرفته
دلم گرفته
چشام گرفته
چرا بغضم گرفته
بی تو دوباره دلم گرفته
دست خودم نیست با اینکه بارون رو خیلی دوست دارم
ولی تا بارون میاد
یاد یه چیزایی میفتم که میریزم بهم
وقتی بارون میاد و همه جا سیراب میشه
نا خداگاه روحم مسافر یه جایی میشه
که وجودم اونجا جا مونده
فقط میتونم بگم:
(تو آخرش منو میکشی)

¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟