یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم



چی بگم ابری و, بارون نمیشی
درد و میفهمی و در مون نمیشی
خیلی وقت مبینم زیره آواره جنون منو میبنی و بیرون نمیشی
دل دیونه خرابم میکنی چرا مثل قدیما درمون نمیشی
سر به صحرا میزنی منو تنها میزاری
ناله باغ کدوم کوچه ای
چرا بین گلا پنهون نمیشی چرا بین گلا پنهون نمیشی
وقتی بارون میزنه شاخه هامو میشکنه
دل تنها چرا تو مثل گنجیشکا پریشون نمیشی
منو میبینی و حیرون نمیشی

چی بگم ابری و بارون نمیشی
دردو میفهمی و درمون نمیشی

¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟