یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم



دل از سنگ باید که از درد عشق/ ننالد خدایا دلم سنگ نیست
مرا عشق او چنگ اندوه ساخت / که جز غم در این چنگ اهنگ نیست
به لب جز سرود امیدم نبود / مرا بانگ این چنگ خاموش بود
چنان دل به اهنگ او خو گرفت/ که اهنگ خود را فراموش کرد
نمی دانم این چنگی سرنوشت / چه می خواهد از جان فرسوده ام
کجا می کشاندم این نغمه ها / یکدم نخواهند اسوده ام
دل از این جهان بر گرفتم دریغ / هنوز به جان اتش عشق اوست
در این واپسین لحظه زندگی / هنوز در این سینه یک ارزوست
دلم کرده امشب هوای شراب / شرابی که از جان برارد خروش
شرابی که بینم در ان رقص مرگ / شرابی که هرگز نیابم به هوش
مگر وارهم از غم عشق او / مگر نشنوم بانگ این چنگ را
همه زندگی نغمه ماتم است / نمی خواهم این ناخوش اهنگ را

"فریدون مشیری"

¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟