یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم



http://up.iranblog.com/Files73/19f2a99d92cd404da1f5.jpg

ای مهربان تر از برگ دربوسههایباران
بیداری ستاره ، در چشم جویباران
آیینه ی نگاهت؛پیوند صبح و ساحل
لبخندِ گاه گاهت ؛ صبح ِ ستارهباران
بازآ که در هوایت ، خاموشی جنونم
فریادها بر انگیخت از سنگ ِ کوهساران
ایجویبار ِ جاری ! زین سایه برگ مگریز
کاین گونه فرصت از کف ، دادند بیشماران
گفتی : "به روزگاری مهری نشسته بر دل!"
"بیرون نمیتوان کرد، حتی بهروزگاران"
بیگانگی ز حد رفت، ای آشنا مپرهیز
زین عاشق ِ پشیمان، سرخیلشرمساران
پیش از من و تو بسیار ، بودند و نقش بستند
دیوار ِ زندگی را زینگونه یادگاران
وین نغمه ی محبت، بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقیست آوازِ باد و باران

¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟