یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم



تنم از حادثه خسته دلم از غصه شکسته

یه مسافر غریبم راهیه یک راه دورم

ناجی شکسته بالم که تویی تنها نشستی

ای که واسه خاطر من دل مردم رو شکستی

پر بغض و گریه بودم تو رسیدی تا بخندم

واسه پیدا کردن تو دل به جاده ها می بندم

راهیه یه کوله راهم کوله بار عشق رو بستم

دیگه از خودم بریدم دیگه از آینه خستم

تویی کعبه ی وجودم دور چشمه ی تو گشتم

نکن از دلم گلایه باید از تو می گذشتم

میخوام این عشق قشنگ رو از نگاهت پس بگیرم

نمیخوام مثل پرنده توی یک قفس بمیرم

ای نگاه آبی ناز کاش تو مهربون نبودی

میون این همه آدم تو یه هم زبون نبودی

لحظه گذشتن از تو آخرین لحظه دیدار

واسه تو از تو گذشتم همین رو میگن یه ایثار


¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟