یک عاشق ایرانی

در کلبه تنهایی دلم عشق را فریاد میزنم



 

 

یکی را دوست دارم ولی او باورندارد.


یکی را دوست دارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد
زندگیم را با گرمای عشق او میگذرانم !


کسی را دوست دارم که میدانم هیچگاهبه او نخواهم رسید و هیچگاه نمی توانم دستانش را بفشارم !


یکی را دوست دارم ، بیشتر از هر کسی ، همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد !


یکی را دوست دارم ، که میدانم او دیگر برایم یکی نیست ، او برایم یک دنیاست !


یکی را برای همیشه دوست دارم ، کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا !


کسی که هرگز اشکهایم را ندید و ندید که چگونه از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم !


یکیرا تا ابد دوست دارم ، کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید و ندانست که
اودر این دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است !


یکی را در قلب خویش عاشقانه دوستدارم ، کسی که نگاه عاشقانه یمرا ندید
ولحظه ای که به او لبخند زدم نگاهش به سوی دیگری بود !


آری یکی را از ته دل صادقانه دوست دارم ، کسی که لحظه ای به پشت سرش
نگاه نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم !


کسی را دوست دارم که برای من بهترین است ، از بی وفایی هایش که بگذرم
برای من عزیزترین است !


یکی را دوست دارم ولی او هرگز ایندوست داشتن را باور نکرد !


نمی داند که چقدر دوستش دارم ، نمی فهمد که اوتمام زندگی ام است !


یکی را با همین قلب شکسته ام ، با تمام احساساتم ، بی بهانه دوست دارم !


کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست ، اما هنوز هم در اینقلب شکسته ام جا دارد !


یکی را بیشتر از همه کس دوست دارم ، کسی که حتی مرا کمتراز هر کسی
نیز دوست نمی دارد !


یکی را دوست دارم با اینکه این دوستداشتن دیوانگیست اما .......... من
دیوانه وار تنها او را
دوست دارم !


کاش یه روزی بفهمی که چقدر دوستت دارم !!!


باتشکر از حاجی بلا


¸¸.•*´•.() و نظر قشنگت؟